پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
257
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
اگيسيلاوس نبود كه در اين پيشآمد هرگونه هوس و كينه را از خود دور ساخته جز در راه رهايى شهر نمىكوشيد . چيزى كه هست اين دانش و خرد او آن توانايى را هم نداشت كه اسپارت را به شكوه و نيروى ديرين خود برساند . اگيسيلاوس اين زمان بس سالخورده گرديده و اين بود كار جنگ و سپاه را پاك رها نمود . ولى پسر او آرخيداموس سپاه از ديونوسيوس « 1 » سيكيلى به يارى گرفته به آركاديان شكست بس سختى داد و اين جنگ است كه به نام جنگ بىاشك شهرت يافته . زيرا بىآنكه كسى از اسپارتيان كشته شود از دشمن دسته انبوهى كشته گرديد . ولى اين فيروزى بيش از همه ناتوانى اسپارت را آشكار گردانيد . زيرا اسپارتيان تا آن زمان فيروزى را پيشآمد عادى شمرده و براى بزرگترين پيشرفت خود يك خروس قربانى مىنمودند . سربازان هرگز به خود نباليده مردم شهر هيچگاه به جشن و شادمانى برنمىخاستند . چنان كه در يك فيروزى بزرگى كه در مانتنيا به دست آورده بودند و توكوديديس آن را ستوده كسى كه مژده آورده بيش از اين مژدگانى نيافت كه تكه گوشتى از خوان عام برايش فرستادند ، ولى در اين پيشآمد فيروزى بر آركاديان ديگر اسپارتيان خوددارى نتوانستند . خود اگيسيلاوس با اشكهاى شادى در چشم به پيشواز پسر خود شتافت و چون به او رسيد در آغوشش كشيد و در اين هنگام همگى قاضيان و پيشوايان در پيرامون او فراهم بودند . مردان و زنان نيز تا كنار رود ايوروتاس به پيشواز شتافته دست به سوى آسمان برداشته بر خدايان سپاس مىگزاردند كه بار ديگر اسپارات را از پستى و درماندگى رهايى بخشيدند و بار ديگر آن را به روز روشن رسانيدند و نيز گفتهاند تا آن هنگام مردان اسپارت از شرمندگى ياراى نگاه كردن به روى زنان خود نداشتند . اپامينونداس چون مسينى « 2 » را دوباره آباد گردانيد مردم ديرين آنجا را از هر كجا كه بودند به شهر باز خواند . اسپارتيان ياراى جلوگيرى را نداشتند زيرا نمىتوانستند در ميدان جنگ با آنان برابرى نمايند .
--> ( 1 ) . Dionysius ( 2 ) . Mesene شهرى از كولانيا